close
تبلیغات در اینترنت
ملاقات وطول عمر امام مهدی(عج)

درحال بارگذاری ....
به هایپرتمپ خوش آمدید.وارد یا عضو شویدکاربرگرامی شما اکنون در مسیر زیر قرار دارید : ملاقات وطول عمر امام مهدی(عج)

ملاقات وطول عمر امام مهدی(عج)

تاریخ ارسال پست:
پنجشنبه 30 شهريور 1391
نویسنده:
Admin
تعداد بازدید:
171

almahdi big1 300x225 ملاقات وطول عمر امام مهدی(عج)

دیدار یار
امّا لازم است که درباره بحث ملاقات با امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) به نکات زیر توجه شود:

نکته اول اینکه، ملاقات با امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) گاهی در حالت اضطرارو درماندگی افراد روی می‌دهد و گاهی در حالت عادی و به دور از اضطرار. به بیان روشن‌تر گاهی ملاقات‌ها برای دستگیری امام(عجل الله تعالی فرجه الشریف) از اشخاصی است که در وضعیتی گرفتار شده‌اند و احساس تنهایی و بی کسی به آنها دست داده است مثل جریان ملاقات بسیاری از افراد که در مکان‌های مختلف مانند سفر خانه خدا، راه را گم کرده‌اند و امام(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و یا یکی از اصحاب آن حضرت، آنها را از سرگردانی نجات داده است و اکثر ملاقات‌ها از همین قبیل است.

almahdi big1 300x225 ملاقات وطول عمر امام مهدی(عج)

دیدار یار
امّا لازم است که درباره بحث ملاقات با امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) به نکات زیر توجه شود:

نکته اول اینکه، ملاقات با امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) گاهی در حالت اضطرارو درماندگی افراد روی می‌دهد و گاهی در حالت عادی و به دور از اضطرار. به بیان روشن‌تر گاهی ملاقات‌ها برای دستگیری امام(عجل الله تعالی فرجه الشریف) از اشخاصی است که در وضعیتی گرفتار شده‌اند و احساس تنهایی و بی کسی به آنها دست داده است مثل جریان ملاقات بسیاری از افراد که در مکان‌های مختلف مانند سفر خانه خدا، راه را گم کرده‌اند و امام(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و یا یکی از اصحاب آن حضرت، آنها را از سرگردانی نجات داده است و اکثر ملاقات‌ها از همین قبیل است.

ولی در مواردی ملاقات‌ها در غیر حالت اضطرار بوده است و ملاقات کننده به جهت مقام معنوی ویژه‌ای که داشته به حضور امام(عجل الله تعالی فرجه الشریف) شرفیاب شده است.

با توجه به نکته فوق باید توجه داشت که ادّعای ملاقات و دیدار آن حضرت از هر کسی پذیرفته نیست.

نکته دوم اینکه، در طول مدت غیبت کبری و به ویژه در زمان ما، افرادی با ادّعای ملاقات امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در پی جمع کردن مردم و کسب نام و نانی برای خود بوده‌اند و از این راه بسیاری را به گمراهی و انحراف در عقیده و عمل کشانیده اند؛ با توصیه خواندن بعضی دعاها و انجام برخی اعمال که بسیاری از آنها هیچ اصل و اساسی ندارد و با دعوت از مشتاقان دیدار، برای شرکت در جلسه هایی که محتوای قابل قبولی ندارد، وعده دیدار حجّت خدا را می‌دهند و بدینگونه امر ملاقات با آن امام غایب را کاری سهل و در دسترسِ همگان جلوه می‌دهند در حالی که بدون تردید آن حضرت بر طبق اراده پروردگار در غیبت کامل قرار گرفته است و جز برای افرادی انگشت شمار که تنها راه نجات آنها عنایت مستقیم آن مظهر لطف الهی است رخ نمی‌نماید.

و نکته سوم اینکه جریان ملاقات تنها در صورتی ممکن است که امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) مصلحت را در وقوع آن ببیند. بنابراین هرگاه با وجود همه شور و اشتیاق یک عاشق و تلاش او برای شرفیابی به محضر امام، ملاقاتی دست ندهد نباید گرفتار یأس و ناامیدی گردد و این را نشانه نبود لطف و عنایت امام بداند همانگونه که آن کس که به فیض ملاقات با آن بزرگوار نائل شد، این دیدار نشانه آن نیست که در تقوا و فضیلت به کمال رسیده است.

جان سخن اینکه اگر چه دیدن جمال نورانی امام عصر و سخن گفتن با آن محبوب دلها سعادتی بزرگ است امّا امامان ما و به ویژه حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) از شیعیان نخواسته‌اند که در پی دیدار امام زمان خود باشند و برای رسیدن به این مقصود، چلّه نشینی کرده و یا بیابان گردی پیشه کنند؛ بلکه در کلمات پیشوایان معصوم(علیهم السلام) سفارش فراوان شده است که شیعیان پیوسته به یاد آن حضرت بوده و برای فرج او دعا کنند و در جلب رضای او در گفتار و کردار بکوشند و در راستای اهداف بزرگ او قدم بر دارند تا هر چه زودتر زمینه ظهور آن امید بشریت فراهم گردد و عالم از فیض مستقیم او بهره مند شود.

امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) خود می‌فرماید:

«اَکْثِرُوا الدُّعاء بِتَعْجیلِ الْفَرَجِ فَاِنَّ ذلِکَ فَرَجُکُم( ۲ )؛

برای تعجیل فرج، بسیار دعا کنید که همان فرج شماست».

در اینجا مناسب است جریان شیرین ملاقات مرحوم حاج علی بغدادی را که از خوبان روزگار خویش بوده است نقل کنیم ولی به جهت رعایت اختصار به بیان نکات مهم آن اکتفا می‌کنیم:

آن مرد شایسته و با تقوا، همیشه از بغداد به کاظمین می‌رفت و دو امام بزرگوار حضرت جواد و حضرت کاظم(علیهما السلام) را زیارت می‌کرد. او می‌گوید: مقداری خُمس و حقوق مالی برعهده ام بود. به همین جهت به نجف اشرف رفتم و بیست تومان از آن را به عالم فقیه و پارسا شیخ انصاری; و بیست تومان آن را هم به عالم فقیه شیخ محمد حسین کاظمی; و بیست تومان هم به آیت الله شیخ محمد حسن شروقی; دادم و تصمیم گرفتم که بیست تومان دیگر بدهی خود را پس از بازگشت به بغداد به آیة الله آل یاسین; بپردازم. روز پنج شنبه به بغداد بازگشتم. نخست به سوی کاظمین رفتم و دو امام بزرگوار را زیارت کردم. پس از آن به منزل آیة الله آل یاسین رفتم و بخشی از باقی مانده بدهی شرعی خود را به او تقدیم کردم و از او اجازه گرفتم که باقی مانده آن را به تدریج به او یا کسی که او را مستحق بدانم بپردازم. ایشان اصرار کرد که نزد او بمانم اما به خاطر کارهای ضروری، عذر خواهی کرده و خداحافظی کردم و به سوی بغداد حرکت کردم. وقتی یک سوم راه را رفته بودم با سید بزرگوار و با وقاری روبرو شدم. او عمامه‌ای سبز بر سر داشت و بر گونه اش خالی مشکی آشکار بود و برای زیارت به سوی کاظمین می‌رفت. نزدیک من آمد و سلام کرد و به گرمی با من دست داد و مرا در آغوش کشید و به سینه چسبانید و به من خوش آمد گفت و فرمود: خیر است، کجا می‌روی؟

گفتم: زیارت کرده و اینک عازم بغداد هستم. گفت، شب جمعه است برگرد به کاظمین (و امشب را در آنجا بمان) ! گفتم: نمی‌توانم! گفت، می‌توانی، برگرد تا گواهی دهم که از دوستان جدّم امیرالمؤمنین(علیه السلام) و از دوستانِ ما هستی و شیخ نیز گواهی می‌دهد. خداوند می‌فرماید: «وَاسْتَشْهِدُوا شَهیدَین»(۳)  (دو نفر را شاهد بگیرید).

حاج علی بغدادی می‌گوید: من پیش از این از آیة الله آل یاسین خواسته بودم که برای من سندی بنویسد و در آن گواهی کند که من از شیعیان و دوستداران اهل‌بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) هستم تا آن نامه را در کفن خویش قرار دهم. از سید پرسیدم: از کجا مرا شناختی و چگونه این گواهی را می‌دهی؟! فرمود: چگونه انسان کسی را که حق او را به طور کامل می‌دهد نمی‌شناسد؟! گفتم: کدام حقّ؟! فرمود: همان حقوقی که به وکیل من دادی. گفتم: وکیل شما کیست؟ فرمود: شیخ محمد حسن! گفتم: آیا او وکیل شماست؟ فرمود: آری.

از گفتار او شگفت زده شدم. فکر کردم میان من و او، دوستی دیرینه‌ای است که من فراموش کرده ام زیرا در برخورد اول مرا به نام صدا زد! و گمان کردم از من توقع دارد که مبلغی از آن خمس که بر عهده دارم بدان جهت که از نسل پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) است به او تقدیم کنم. بنابراین گفتم: از حقوق شما فرزندان پیامبر مقداری نزد من هست و اجازه گرفته ام که آن را مصرف کنم. تبسم کرد و گفت: آری! مقداری از حقوق ما را به وکلای ما در نجف پرداختی. پرسیدم: آیا این کارم پذیرفته درگاه خداست؟ فرمود: آری!

به خود آمدم که چگونه این سید، بزرگترین علمای عصر را، وکیل خود می‌خواند. اما بار دیگر دچار غفلت شدم و موضوع را فراموش کردم!

گفتم: سرورم! آیا درست است که می‌گویند: هر کس در شب جمعه امام حسین(علیه السلام) را زیارت کند   (از عذاب خدا)  در امان خواهد بود. گفت: آری! و در همان حال دیدگانش پر از اشک شد و گریست. چیزی نگذشت که دیدم در حرم مطهر کاظمین(علیه السلام) هستیم بی آنکه از خیابان‌ها و راههایی که به حرم می‌رسد، عبور کرده باشیم. کنار در ورودی ایستادیم. گفت: زیارت بخوان! گفتم: سرورم من نمی‌توانم خوب بخوانم. گفت: آیا من بخوانم تا با من زیارت کنی؟ گفتم: آری!

او شروع کرد و بر پیامبر و یک یک امامان(علیهم السلام) سلام گفت و پس از نام مبارک امام‌عسکری(علیه السلام) رو به من کرد و گفت: آیا امام زمانت را می‌شناسی؟ گفتم: چگونه نمی‌شناسم؟! فرمود: پس بر او سلام کن! گفتم، «اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا حُجَّةَ اللّه یا صاحِبَ الزَّمان یابْنَ الْحَسن!» تبسم کرد و فرمود: «عَلَیکَ السَّلام وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَکاتُهُ».

پس وارد حرم شدیم و ضریح را بوسیدیم. فرمود: زیارت بخوان. گفتم: سرورم، نمی‌توانم خوب بخوانم. فرمود: آیا برایت بخوانم؟ گفتم: آری! او زیارت مشهور به «امین اللّه» را خواند و آنگاه فرمود: آیا جدّم حسین(علیه السلام) را زیارت می‌کنی؟ گفتم: آری امشب شب جمعه و شب زیارتی امام حسین(علیه السلام) است. او زیارت مشهور امام حسین(علیه السلام) را خواند. هنگام نماز مغرب شد به من فرمود تا نماز را به جماعت بخوانم. پس از نماز آن بزرگوار از نظرم ناپدید شد و هر چه جستجو کردم او را ندیدم!!

تازه به خود آمدم و به یاد آوردم که سید مرا با نام و نشان صدا زد. خواست که به کاظمین برگردم و با اینکه نمی‌خواستم بازگشتم. فقهای بزرگ را وکیل خود خواند و سرانجام نیز به صورت ناگهانی پنهان شد. پس از این اندیشه دریافتم که آن حضرت امام عصر(علیه السلام) بوده است و دریغا که دیر او را شناختم.( ۳)
طول عمر
از مباحث مربوط به زندگی امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) طول عمر آن بزرگوار است. برای بعضی این سؤال مطرح است که چگونه ممکن است انسانی، عمری چنین طولانی داشته باشد؟!( ۴)

سرچشمه این سؤال و علت طرح آن این است که آنچه در جهان امروز، معمول و متداول است عمرهای محدودی است که حداکثر بین ۸۰ تا ۱۰۰ سال طول می‌کشد(۵) و بعضی با دیدن و شنیدن اینگونه عمرها، نمی‌توانند یک عمر طولانی را باور کنند یا آن را دور می‌شمارند. وگرنه عمر طولانی از نظر عقل و دانش بشری امری غیر ممکن نیست و دانشمندان با مطالعه اجزاء بدن به این حقیقت رسیده‌اند که ممکن است انسان، سال‌های بسیار طولانی زنده بماند و حتی گرفتار پیری و فرسودگی هم نشود.

برنارد شاو می‌گوید:

«از اصول علمی مورد پذیرش همه دانشمندان بیولوژیست، این است که برای عمر بشر نمی‌توان حدی تعیین کرد و حتی دیرزیستی نیز مسئله مرزناپذیری است.»( ۶ )

پروفسور «اتینگر» می‌نویسد:

«به نظر من با پیشرفت تکنیک‌ها و کاری که ما شروع کرده ایم بشر قرن بیست و یکم خواهد توانست هزاران سال عمر کند.»( ۸ )

بنابراین تلاش دانشمندان برای دست یافتن به راههای غلبه بر پیری و رسیدن به دراز عمری نشانگر امکان چنین پدیده‌ای است چنانکه در این مسیر گام‌های موفقیت آمیزی برداشته شده است و هم اکنون در گوشه و کنار جهان کم نیستند افرادی که بر اثر شرایط مناسب آب و هوایی و تغذیه مناسب و فعّالیت مناسب بدنی و فکری و عوامل دیگر، عمری نزدیک به صدوپنجاه سال و گاهی بیشتر از آن دارند مهم‌تر اینکه عمر طولانی در گذشته تاریخ انسان‌ها بارها تجربه شده است و در کتاب‌های آسمانی و تاریخی، انسان‌های زیادی با نام و نشان و شرح حال یاد شده‌اند که مدت عمر آن‌ها بسیار درازتر از عمر بشر امروز بوده است.

در این زمینه کتاب‌ها و مقالات متعدّدی نوشته شده است که برای نمونه چند مورد را بیان می‌کنیم:

۱. در قرآن آیه‌ای هست که نه تنها از عمر طولانی بلکه از امکان عمر جاویدان خبر می‌دهد و آن آیه درباره حضرت یونس(علیه السلام) است که می‌فرماید:

«اگر او (یونس(علیه السلام)) در شکم ماهی تسبیح نمی‌گفت، تا روز رستاخیز در شکم ماهی می‌ماند.» ( ۹ )

بنابراین از نظر قرآن عمری بسیار طولانی (از عصر یونس(علیه السلام) تا روز رستاخیز) که در اصطلاح زیست شناسان عمر جاویدان نامیده می‌شود برای انسان و ماهی امکان پذیر است.( ۱۰ )

۲. قرآن کریم در مورد حضرت نوح(علیه السلام) می فرماید:

«به راستی ما نوح را به سوی قومش فرستادیم، پس /۹۵۰ سال در میان آنها درنگ نمود.»( ۱۱)

آنچه در آیه شریفه آمده است مدت پیامبری آن حضرت است و براساس برخی روایات، مدت عمر آن بزرگوار /۲۴۵۰ سال بوده است!( ۱۲ )

جالب اینکه در روایتی از امام سجاد(علیه السلام) نقل شده است که فرمود:

«در امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) سنّت و شیوه‌ای از زندگی حضرت نوح(علیه السلام) است و آن طول عمر است.» ( ۱۳ )

۳. و نیز درباره حضرت عیسی(علیه السلام) می فرماید:

«… و هرگز او را نکشتند و به دار نیاویختند بلکه امر به آنها مشتبه شد… به یقین او را نکشتند بلکه خداوند او را به سوی خود بالا برد که خداوند توانا و فرزانه است.» (۱۴)

همه مسلمانان به استناد قرآن و احادیث فراوان معتقدند که عیسی(علیه السلام) زنده است و در آسمان هاست و به هنگام ظهور حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) فرود آمده و او را یاری خواهد کرد.

امام باقر(علیه السلام) فرمود:

«در صاحب این امر (مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) چهار سنّت از چهارتن از پیامبران است… و از عیسی(علیه السلام) سنتی دارد و آن اینکه: (درباره مهدی نیز) می‌گویند: او مرده است در حالی که او زنده می‌باشد.» ( ۱۵ )

علاوه بر قرآن در تورات و انجیل نیز سخن از عمرهای طولانی مطرح گردیده است.

در تورات آمده است که:

«… تمام ایام آدم که زیست نهصد و سی سال بود که مُرد… جمله ی ایام «انوش» نهصد و پنج سال بود که مُرد… و تمامی ایام «قینان» نهصد و ده سال بود که مُرد… پس جمله ی ایام «متوشالح» نهصد و شصت و نه سال بود که مُرد…». (۱۶)

بنابراین تورات صریحاً به وجود افرادی با داشتن عمرهای طولانی (بیش از نهصد سال) اعتراف می‌کند.

در انجیل نیز عباراتی موجود است که نشانگر آن است که عیسی(علیه السلام) پس از به دار کشیده شدن زنده گردیده و به آسمان بالا رفته است. (۱۷) و در روزگاری فرود خواهد آمد و مسلّم است که عمر آن بزرگوار از دو هزار سال بیشتر است.

با این بیان روشن می‌شود که پیروان دو آئین یهود و مسیحیت باید به علت اعتقاد به کتاب مقدس به عمرهای طولانی نیز معتقد باشند.

گذشته از اینکه طول عمر از نظر علمی و عقلی پذیرفتنی است و در گذشته تاریخ، موارد بسیار دارد، در مقیاس قدرت بی نهایت خداوند نیز قابل اثبات است. به اعتقاد همه پیروان ادیان آسمانی تمام ذرات عالم در اختیار خداوند است و تأثیر همه سبب‌ها و علّت‌ها به اراده او بستگی دارد و اگر او نخواهد سبب‌ها از تأثیر باز می‌ماند و نیز بدون سبب و علّت طبیعی، ایجاد می‌کند و می‌آفریند.

او خدایی است که از دل کوه، شتری بیرون می‌آورد و آتش سوزنده را بر ابراهیم(علیه السلام) سرد و سلامت می‌سازد و دریا را برای موسی و پیروانش خشک می‌کند و آنها را از میان دو دیوار آبی عبور می‌دهد! ( ۱۸ )آیا از اینکه به عصاره انبیاء و اولیاء و آخرین ذخیره الهی و نهایت آمال و آرزوی همه نیکان و تحقق بخش وعده بزرگ قرآن عمری طولانی بدهد، ناتوان خواهد بود؟!

امام حسن مجتبی(علیه السلام) فرمود:

«… خداوند عمر او را (مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در دوران غیبتش طولانی می‌گرداند، سپس به قدرت خدایی اش او را در سیمای جوانی زیر چهل سال آشکار می‌سازد تا مردمان دریابند که خداوند بر هر کاری تواناست.» (۱۹  )

بنابراین جریان طول عمر امام دوازدهم(عجل الله تعالی فرجه الشریف) از ابعاد مختلف عقلی و علمی و تاریخی امری ممکن و پذیرفتنی است و پیش از همه اینها از جلوه‌های اراده خداوند بزرگ و تواناست.

منبع
۱. ر.ک: جنّة المأوى و النّجم الثاقب، محدث نورى.

۲. کمال الدین، ج ۲، باب ۴۵، ح ۴، ص ۲۳۹.

۳. سوره بقره، آیه ۲۸۲.

۴. بحارالانوار، ج ۵۳، ص ۳۱۵ و النجم الثاقب، داستان ۳۱.
۵. اکنون در سال ۱۴۲۵ هجرى قمرى هستیم و با توجه به اینکه تولد امام مهدى در سال ۲۵۵ هجرى قمرى واقع شده است، پیشواى ما هم اکنون ۱۱۷۰ سال دارد.

۶. البته هم اکنون عمرهاى بالاى صد سال هم یافت مى شود که به نسبت بسیار کم است.

۷. راز طول عمر امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) على اکبر مهدى پور، ص ۱۳.

۸. مجله دانشمند، سال ۶، ش ۶، ص ۱۴۷.

۹. سوره الصافات، آیه ۱۴۴.

۱۰. خوشبختانه کشف ماهى /۴۰۰ میلیون ساله در سواحل ماداگاسکار امکان چنین عمرى را براى ماهى، عینى کرد (کیهان، ش ۶۴۱۳ – ۲۲/۸/۴۳).

۱۱. سوره عنکبوت، آیه ۱۴.

۱۲. کمال الدین، ج ۲، باب ۴۶، ح ۳، ص ۳۰۹.

۱۳. کمال الدین، ج ۱، باب ۲۱، ح ۴، ص ۵۹۱.

۱۴. سوره نساء، آیه ۱۵۷.

۱۵. بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۲۱۷.

۱۶. تورات (ترجمه ى فاضل خانى)، سفر پیدایش باب پنجم، آیات ۵ – ۳۲.

۱۷. عهد جدید، کتاب اعمال رسولان، باب اول، آیات ۱ – ۱۲.

۱۸. اینها حقایقى است که در قرآن کریم آمده است: سوره انبیاء، آیه ۶۹ و سوره شعراء، آیه  ۶۳.

۱۹. بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۰۹.

ماتا ظهور ایستاده ایم

اللهم عجل لولیک الفرج

کلمات کلیدی

کانون قرآن صفادشت

کانون قرآن و عترت صفادشت

کانون قرآن و عترت به سوی بهشت صفادشت

کانون قرآن و عترت به سوی بهشت

اسرار طول عمر امام ممهدی

انواع ملاقات با امام مهدی

تفاوت غیبت ارتباط با مردم در غیبت صغری با غیبت کبری

طول عمر حضرت مهدی

ملاقات وطول عمر امام مهدی

نمونه های از وقوع ملاقات با امام زمان

مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:):(;):D;)):X:?:P:*=((:O@};-:B/:):S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟[حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی